ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

ثنا طلا و اولین روزه ی کله گنجشکی

1391/5/7 2:14
نویسنده : مامانی
1,172 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به دخترای نازم.ثنا خانوم،از روز اول ماه رمضان شما هم دوست داشتی روزه بگیری.ولی یه کم شک داشتیم که توان داری یا نه.برای همین بهت قول داده بودم که روز جمعه که بابا هم خونه هستش روزه بگیری.از شب قبلش همش میگفتی :مامان یادتون نره منو برا سحر بیدار کنید.اما وقتی برای سحری بیدارت کردم گفتی :من الان سیرم،نمیتونم چیزی بخورم و فقط یه کم آب خوردی و خوابیدی.

منم چون مطمئن بودم تا ظهر خوابی دیگه اصرار نکردم.نزدیک اذان بهت ناهار دادم و چون شب مهمان بودیم ،حمامت هم کردم .قربون اون اراده ت برم عزیزکم.حقیقتش اصلا فکرش رو هم نمیکردم که بتونی از ظهر تا 8ونیم شب حتی اب هم نخوری .چون معمولا زیاد اب میخوری.برای جایزه ت بهت گفتم چند تا چیز که دوست داری پیشنهاد بده تا برات بخرم.هر چی فکر کردیم چیز زیادی به ذهنمون نرسید.گفتی عروسک که زیاد دارم! لباس هم دارم!اسباب بازی هم دارم! آهااااان برام برچسب بخر که رو دیوار اتاقم بزنم.

منم گفتم باشه.ساعت 7 و نیم از خونه زدیم بیرون.سر راه رفتیم رفاه.اخه چند روز پیش اونجا دیده بودیم.طرحهاش زیاد جالب نبود و خودت هم خوشت نیومد.اومدیم بیرون.بهت قول دادم که هر وقت یه طرح جالب دیدیم بخریم.اما بعد فکر کردم که جایزه ت رو امشب بگیری بیشتر تو ذهنت میمونه و شیرینی اولین روزی رو که روزه گرفتی ،بیشتر میکنه.برا همین گفتم یه چیز دیگه بگو؟گفتی سک سک هم خوبه.بعدش با بابا رفتید و از سوپر مارکت خریدین  و رفتیم مهمونی.من که داشتم از گشنگی هلاک میشدم ولی وقتی ازشما پرسیدم گفتی فقط یه کم تشنه ام!خاله نسرین حسابی زحمت کشیده بودن و وقتی فهمیدن که شما هم روزه هستین کلی آفرین گفتن.با چیزهائی که توی جعبه بود کلی شما و ثمین خانوم سرگرم شدین.

خدایا ازت میخوام که نور ایمانت رو تو دل بچه هام روز به روز بیشتر کنی.آمین یا رب العالمین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (14)

مامان ریحان عسلی
7 مرداد 91 2:21
لام
طاعاتو عباداتت قبول خانم کوچولو همینطور شما مامان عزیز
آفرین به این اراده ات ثمین جونم ، خاله چقدر کم توقعی عزیزم
یه وقت این رفاهو ول نکنید واسه خریدااااااااااا



سلام!
ممنونم خاله ائی
واااااااااااای از دستت سیما!چرا ثنا و ثمین رو با هم اشتباه میگیری؟اون سر فصل رو حداقل خوب بخون.نوشتم ثنا!
آره دیگه .فکر جیب باباشو میکنه.ببینم ریحانه رو میتونی اینجوری بار بیاری
خب نزدیکترین جائیه که هر چی بخوای توش پیدا میشه.ببینم تو چه مشکلی با رفاه داری:؟
مامان ریحان عسلی
7 مرداد 91 2:34
وای باور کن خوندم ثنا اما نمیدونم چرا باز نوشتم ثمین
نه والا فک نکنم چون از حالا هر وقت همسری از بیرون میآد اول نگاه به دستش می کنه
خب برید تو شهر خرید کنید



اگه تکرار بشه.......
نترس هیچی نمیشه
اااای پس خدا به دادتون برسه.
همچین نوشتی شهر انگار ما تو روستا زندگی میکنیم حالا مجبورم کردی برای رفع سوء تفاهم توضیح بدم که ما تو منطقه ی ویلائی و خوش اب و هوای بی یو زندگی موکونیم
مامان ریحان عسلی
7 مرداد 91 11:50
ههههههههههه خو دیدم خودت از منطقه تون تعریف نمیکنی مجبور شدم اینارو بنویسم
مامان رومینا
7 مرداد 91 11:55
ای جیگرتو ثنا روزه گرفتی خاله؟؟؟آفرین چقدر خوبه بچه ها کم توقع باشنخانمی کم پیدا شدی


ممنون خاله جون.ایییییییییییییییییینه!
چه کنیم دیگه.با وجود دو تا بچه زیاد فرصت نمیشه بشینم پای نت
زهرا از نی نی وبلاگ213
7 مرداد 91 12:41
ثنا خانوم عزیزم قبول باشه



ممنون
زهرا از نی نی وبلاگ213
7 مرداد 91 15:12
خصوصی
عمه نرگس
7 مرداد 91 18:56
قربون شکم گردت که اینهمه وقت خالی مونده.عمه من کم کمک دارم میام پیشتون. یا اول میام اونجا ازون ور میرم دزفول یا اول پیش امیرعلی بعد پیش شما دوتا خوردنی. بستگی داره با خاله زیور برم دزفول یا نه. به مامانت بگو خودشو آماده کنه وسط ماه رمضون مهمون داری کنه!!!!! پلید بیدم به به.


قربون قدمتون.حالا کی میاین؟
دلمون تنگ شده حسابی.البت من که روزه هستم ورمقی برای پذیرائی مفصل ندارم و شما مجبورید خودتون کارها رو بکنیند اونوقت ما شرمندتون میشیمااااااا
مامان فاطمه
8 مرداد 91 0:00
ثناجون قبول باشه
آفرین به دختر گلم از همین کوچیکی نماز بخونی و روزه بگیری دیگه برات یه عادت می شه و نمی تونی ترکش کنی.


ممنونم خاله جون
راضیه دختر عموی مامانی
8 مرداد 91 15:03
سلام
آفرین به ثنا خانوم که روزه گرفتنو شروع کرده. خدا خودش پشت و پناهت باشه عزیزم.
دختر خالتونم تو راهه ها؟؟ همبازی جدید.
راستی نماز روزتون قبول. التماس دعا


سلام عزیزم.ممنونم.نماز و روزه های شما هم قبول باشه.التماس دعا داریم
مامان عسل
8 مرداد 91 15:27
قبول باشه ثنا جون و التماس دعا خانوم کوچولو


متشکرم خاله
سيما
8 مرداد 91 20:29
سلام سلام هزار هزارتا سلااااااااااااااااام آجي جونم.نه واللا_نه بللا !آفتابي نميشم زياد (از دست اسميت شرور و اينا/كه شرح ماوقع گفته شده بسيار!)اون شبم يه سر با مايك زديم به آجي مهتاب.وقتي برگشتيم زود , ياد شما افتادم كه عرض ادب نكردم!خلاصه كه چشششمم.
ماشالا به ثمين ناز و ثناي گل با اين اراده ش.آورين آورين
آرزو ميكنم هميشه در پناه خدا دلتون شاد و تنتون سالم باشه.


سلاااااااااااااااااام هوار تا به سیمای عزیزم.حالت خوبه گلم.خیییییییییییلی زیاد خوشحالم کردی.
میگم یه سر پاشید با محبوبه بیاین اینوری.
ممنون از ارزوی قشنگت
به مایک بگو چرا بهمون سر نمیزنه؟(تریپ عصبانی)
خاله مهتــ♥ـــاب
9 مرداد 91 0:33
ماشالا خانوم شده دخمل خواهرم قربونت برم من
قبول باشه خانومیما رو هم دعا کن عسیسم


میسی خاله
مامان زینب
9 مرداد 91 17:25
قبول باشه خانوم طلاااااااا


مامان نادیا و نلیا
14 مرداد 91 19:23